سيد محمد كمره اى

70

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

بر منافع آن‌ها اقدامى نمايد خود آن‌ها بر عليه آن آدم اقدام مىكنند . مع‌ذالك خيلى از اين منظره منقلب شدم . بعد ميرزا محمد خان ساوه‌جى [ را ] كه سابقا مفتش نانواخانه شده بود ديدم . احوالش را پرسيدم گفت باز در تفتيش هستم اما شاهزاده ركن الممالك حقوق تمام ما مفتشين را خوردند . او به علاوه نهصد تومان هم از نانواها دخل نموده ، بعد ميرزا موسى خان نامى رئيس شد ، او هم از شدت شلوغ‌كارى منفصل ، حالا شيخ حسن خان بيست نفر مفتشين را سه نفر كرده و حقوق ما سه نفر را از قرار بيست تومان كرده كه به ما سخت نگذرد و تا ببينيم او چه خواهد كرد ولى از شدت پريشانى كه حقوق مرا ركن الممالك نداد ، مس خود را [ كه ] 24 هزار خريده [ بودم ] 12 هزار فروختم . دو جاجيم شش تومان خريده بودم سه تومان فروختم . نان براى من يك من دو تومان ، هجده هزار تمام مىشود . دو سه روز ديگر اسباب فروشى هم ندارم . اوقاف بروجرد بعد منتصر السلطان معارف را ديده در خصوص رياست اوقاف بروجرد گفت آقا مير سيد احمد پول مىگرفت و فخر الاشراف نامى را با پول منصوب آنجا نمود . مؤتمن الملك قرار گذاشته تا بودجه به جهت رؤساى اوقاف معين نشود ديگر رئيس اوقاف عزل و نصب و تعيين نشود كه مسئوليت بدوى تعيين بودجه و محل غلط است . از اين جهت رياست اوقاف بروجرد مثل ساير جاها صورت‌پذير نيست . در خصوص رياست فوائد عامه ، ناظم العلوم را ملاقات مىنمايم بلكه ترتيبى بدهم . بعد يك نسخه صلاح امروزه كه احق از همه بود همراه داشته به او دادم . به خانه در ساعت دو رسيدم . سه از شب شام دم‌پخت خوبى مركب از برنج و باقلا و قيسى خورده خوابيديم . بصير الدوله را هم عصر كه از خانه بيرون رفته بودم درب پاچنار ملاقات ، اظهار داشت كه چند روز قبل با ظهير الدوله صحبت شما و عقايد سياسى امروزه شما را مىنموديم و محاجه من و او در كليه امور درهم شده بود بعد صحبت ملاقات شما را با سابقه آشنايى و تقاضاى آنكه اگر ميل بكنيد او خيلى ميل دارد . شما چه ميل داريد ؟ گفتم بد نيست . قرار شد كه فردا بعداز ظهر بيايد خانه و خبر بدهد .